<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ندای سپهر</title>
<link>https://nedayesepehr.blogfa.com</link>
<description>عرفان - معنویت - شناخت خود - شناخت پروردگار</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 01 Mar 2011 06:58:12 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>عوامل شکست</title>
<link>https://nedayesepehr.blogfa.com/post/70</link>
<description>سه چیز باعث شکست میشود ۱) غرور ۲) انزوا ۳) کنترل نکردن شهوت</description>
<pubDate>Tue, 01 Mar 2011 06:58:12 +0330</pubDate>
<dc:creator>nedayesepehr</dc:creator>
<guid>nedayesepehr.blogfa.com/post/70</guid>
</item>
<item>
<title>پندار نیک گفتار نیک کردار نیک</title>
<link>https://nedayesepehr.blogfa.com/post/69</link>
<description>مواظب افکارمان باشیم آنها اعمال ما را میسازند مواظب اعمالمان باشیم آنها عادات مارا میسازند مواظب عاداتمان باشیم آنها شخصیت ما را میسازند مواظب شخصیتمان باشیم آن سرنوشت ما را میسازد</description>
<pubDate>Tue, 08 Feb 2011 11:08:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>nedayesepehr</dc:creator>
<guid>nedayesepehr.blogfa.com/post/69</guid>
</item>
<item>
<title>عشق و نفرت</title>
<link>https://nedayesepehr.blogfa.com/post/68</link>
<description>عشق و نفرت دو دانه هستند که در درون هر انسان و جود دارد فقط کافیست که انسان یکی از این دو دانه را برای احساس نسیبت به شخصی برگزینت آن را آبیاری کند و به پروراند و وقتی رشد کرد از بین بردن آن را آساینی نیست شاید بتوان درخت را قطع کرد ولی ریشه های آن در وجود ما باقی خواهد ماند</description>
<pubDate>Tue, 08 Feb 2011 11:05:52 +0330</pubDate>
<dc:creator>nedayesepehr</dc:creator>
<guid>nedayesepehr.blogfa.com/post/68</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://nedayesepehr.blogfa.com/post/67</link>
<description>درمانگر کسی است که میتواند احساسات اصلی جسم را در باره خود و رشته پیوند آن را با دنیا تغییر دهد</description>
<pubDate>Mon, 11 Oct 2010 11:19:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>nedayesepehr</dc:creator>
<guid>nedayesepehr.blogfa.com/post/67</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://nedayesepehr.blogfa.com/post/66</link>
<description>برای جزئیات نگران نباش اگر کسی عقیده ثابتی داشته باشد جزئیات با شرایط موجود تطبیق می کند برنامه تو می تواند اینطور باشد چیزی را انتخاب کن و آن را نقطه شروع بنام بعد پیش برو و با نقطه شروع مواجه شو وقتی که با آن نقطه رویارو شدی بگذار هرجا که دلش می خواهد تو را ببردیقین دارم که عقیده راسخ تو نمیگذارد شروع پیچیده ای را برگزینی چنان واقع بین و میانه رو باش که راهت را عاقلانه انتخاب کنی حالا شروع کن</description>
<pubDate>Mon, 11 Oct 2010 11:18:23 +0330</pubDate>
<dc:creator>nedayesepehr</dc:creator>
<guid>nedayesepehr.blogfa.com/post/66</guid>
</item>
<item>
<title>شروع مطالب جدید</title>
<link>https://nedayesepehr.blogfa.com/post/65</link>
<description>انسان بنده تایید است</description>
<pubDate>Thu, 23 Sep 2010 06:28:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nedayesepehr</dc:creator>
<guid>nedayesepehr.blogfa.com/post/65</guid>
</item>
<item>
<title>بخش بیستم</title>
<link>https://nedayesepehr.blogfa.com/post/64</link>
<description>بخش بیستم سفر به ایختلان دون گنارو نزدیک ظهر بخانه آمد . دون خوان پیشنهاد کرد که با ماشین بسوی کوهستانی که من روزهای گذشته را در آنجا گذرانده بودم برویم . آنجا پیاده شدیم و از همان مسیری که دو روز قبل طی کرده بودم بالا رفتیم ولی بدون توقف روی جلگه مرتفع از سربالائی تندی به قله سلسله جبالی کم ارتفاع صعود کردیم و از آنجا بطرف دره فراخی پائین رفتیم . در راه بر قله تپه ای توقف کردیم . دون گنارو آن محل را انتخاب کرده بود .</description>
<pubDate>Sat, 12 Jun 2010 07:17:17 +0330</pubDate>
<dc:creator>nedayesepehr</dc:creator>
<guid>nedayesepehr.blogfa.com/post/64</guid>
</item>
<item>
<title>بخش نوزدهم</title>
<link>https://nedayesepehr.blogfa.com/post/63</link>
<description>بخش نوزدهم متوقف کردن دنیا صبح روز بعد از لحظه ای که بیدار شدم پرسش هایم را مطرح کردم ، دون خوان پشت منزل داشت چوب می شکست . دون گنارو در خانه نبود . دون خوان گفت که هیچ حرفی برای زدن ندارد معذالک نظرش را در چند مورد که روز پیش اتفاق افتاده بود بیان کرد . - وقتی دون گنارو روی زمین &quot; شنا می کرد &quot; توانستی در حاشیه بمانی و او را نگاه کنی بی آنکه توقع توضیح داشته باشی ولی نفهمیدی قضیه از چه قرار است چون خودت را کنترل می کردی .</description>
<pubDate>Sat, 12 Jun 2010 07:16:40 +0330</pubDate>
<dc:creator>nedayesepehr</dc:creator>
<guid>nedayesepehr.blogfa.com/post/63</guid>
</item>
<item>
<title>بخش هجدهم</title>
<link>https://nedayesepehr.blogfa.com/post/62</link>
<description>بخش هجدهم حلقه اقتدار جادوگر در ماه مه سال 1971 نزد دون خوان رفتم ، این آخرین ملاقات من بعنوان شاگرد جادوگر بود . این بار هم من مثل دفعاتی که در طی ده سال گذشته بنزدش رفته بودم هدفم در درجه اول لذت بردن از مصاحبت او بود . دوست او دون گنارو آنجا بود . شش ماه قبل هم که به منزل دون خوان رفته بودم گنارو را آنجا دیده بودم و فکر کردم که شاید در این مدت دون خوان را ترک نکرده است امادون گنارو به من توضیح داد که چون صحرای شمالی ( منظور شمال آمریکای جنوبی است ) را</description>
<pubDate>Sat, 12 Jun 2010 07:16:12 +0330</pubDate>
<dc:creator>nedayesepehr</dc:creator>
<guid>nedayesepehr.blogfa.com/post/62</guid>
</item>
<item>
<title>بخش هفدهم </title>
<link>https://nedayesepehr.blogfa.com/post/61</link>
<description>بخش هفدهم یک حریف ارزنده اقتدار سه شنبه 11 دسامبر 1962 تله هائی که گذاشته بودم عالی بودند و آنها را در مکان های مناسبی تعبیه کرده بودم . در تمام مدت روز خرگوش ها ، سنجاب ها و انواع جونده های دیگر را دیدم و کبک ها و پرنده های مختلف را ،‌ ولی هیچ کدام در تله من نیافتادند . آن روز صبح وقتی از خانه خارج شدیم دون خوان گفته بود که می بایست آن روز منتظر &quot; هدیه اقتدار &quot; باشم . حیوانی استثنائی که آن روز بدام من می افتاد و می بایست گوشت آن را خشک کنم تا &quot;‌ خوراک –</description>
<pubDate>Sat, 12 Jun 2010 07:15:41 +0330</pubDate>
<dc:creator>nedayesepehr</dc:creator>
<guid>nedayesepehr.blogfa.com/post/61</guid>
</item>
</channel>
</rss>
