یک مرد روی صندلی نشسته بود، تقریباً پشت یک روزنامه ایستاده بود. به‌شکلی ناخودآگاهانه متوجه او شدم، طوری که 20 گام از پشت به طرف او رفتم قبل از آنکه با هم برخورد کنیم، برگشتم و مرد به من نگاه کرد و خندید، کارلوس بود.

به شدت زیاد من را در آغوش گرفت و گفت که برخوردی این‌چنین می‌بایست که یک نشانه در نظر گرفته شود.

فریاد کشید که: "اکنون من در خدمت تو هستم، بپرس!"

فرصت را غنیمت شمردم.

در مکالمات زیادی کارلوس به‌طور قاطعانه گفته بود که گیاهان توهم‌آور به‌هیچ وجه برای یک جوینده معرفت مناسب نیستند. اما در کتاب نخستش درمورد آنها نوشته بود و تجربیات گسترده‌ای را در مورد استفاده آنها ذکر کرده بود، که آنها را به‌صورت قدرت آن گیاهان توصیف کرده بود.....

این موضوعی بود که شدیداً مورد علاقه‌ام بود، من هیچگاه اشکال بی‌شمار ادراکی را که او توصیف کرده بود در بدنم درک نکرده بودم و در این زمینه بسیار کنجکاو بودم. از حالت خوش او استفاده کردم و خواستم که این تناقض‌گویی را توضیح دهد.

هنگامیکه پرسشم را شنید، شور و اشتیاقش پایین آمد. معلوم بود که موضوع شدیداً او را تحت تاثیر قرار داده بود. پس از چند ثانیه واکنش اشاره ای گفت که نشانه‌ای توسط روح تغییراتی را در دیدگاهش نشان داده است.

"در 1971 هنگام انتشار کتاب دوم ملاقات ناراحت کننده‌ای داشتم. ماموران دولتی ایالات متحده در یکی از جلساتم حضور یافتند و به من گفتند که تبدیل به خدای نوجوانان معتاد شده‌ام، و گفتند که مرا از کشور اخراج خواهند کرد مگر اینکه گرایشم را تغییر دهم.

" در ابتدا دلیلی ندیدم که تهدیدی را متوجه خودم ببینم. اما پس از مدتی مورد بازجویی قرار گرفتم و این موقعیت تاثیر بسیاری برمن گذاشت. خیلی از دانش آموزان، آموزشهای دون خوان را به عنوان مجوزهای آکادمیک تلقی کرده بودند که با آن بتوانند بالاتر بروند. اسم من خیلی جاها روی داروهای مواد مخدر ذکر شده بود. اما من نمی‌خواستم که حامی مقدس هیچ چیزی باشم!

" وضعیت دشوارم را به دون خوان توضیح دادم، او به تمام موضوع خندید و گفت که: « اصل اساسی شکارچیان این است که با هر کسی روبرو نشوند و اینکه مطمئناً مردم از خودشان قدرتمندتر نیستند. تو اشتباه بسیار بزرگی در زیر سم اسبها انجام داده‌ای و مجبوری که خودت را از آنجا بیرون بکشی. پیشنهاد می‌کنم که از درسهایت محافظت کنی. مابقی چه اهمیتی دارد؟» این توصیه وادارم کرد که در انتشارات بعدی با دقت بیشتری بنویسم.

" به‌طور شخصی نه چیزی را رد می‌کنم و نه می‌پذیرم، زیرا من در جایگاهی نیستم که در این مورد قضاوت کنم، همچنین درسهایی که فرا گرفته‌ام نتیجه چنین تکنیکهایی بوده است. اما در میان عموم من نمی‌توانم توصیه استفاده از این مواد را بکنم زیرا کتابهایم توسط مردمان زیادی خوانده می‌شود و هر کدام از آنها آن را به شیوه شخصی خودشان تفسیر می‌کنند.

"بدون نظارت شایسته‌ای گیاهان اقتدار می‌توانند نتایج قابل تاسفی داشته باشند، از آنجایی‌که آنها پیوندگاه را به‌طور ناگهانی و درهم و برهم حرکت می‌دهند و در دراز مدت عوارضی را بر سلامتی روانی و جسم شخص بر جای می‌گذارند و برخی مواقع ممکن است که زندگی کارآموز را بستانند. در یک جلسه به من اخطار دادند که پدر یکی از دانش‌آموزان در جستجوی من است زیرا او مرا به‌خاطر مرگ پسرش که پس از مصرف گیاهان اقتدار رخ داده بود، لعنت می‌فرستد.

"این موضوعی بسیار حساس است. اگرمی‌خواهید از آن استفاده کنید می‌بایست که دیدگاه سنتی در مورد ساحران را به‌دور بیاندازید. مبارزان واقعی تولتک در مورد مواد توهم‌زا و یا هر چیز دیگری هیچ تعصبی ندارند. رفتار آنان دقیقاً با بی‌عیب‌ونقصی دیکته می‌شود.

"پیشتر هم برای تو توضیح داده‌ام که دون خوان تنها گیاهان اقتدار را در ابتدای کارآموزیم و به همراه من مصرف می‌کرد و تنها به این دلیل که من به‌طور استثنایی به روزمرگی‌هایم چسبیده بودم. هرچه سرسخت‌تر می‌شدم او گیاهان بیشتری به من می‌خوراند. به این طریق او موفق شد که پیوندگاهم را جابه‌جاکند..... علی‌رغم رهبری دقیق او اینکار هزینه سنگینی برایم در پی داشت که یکی از دلایلی است که سلامتی‌ام امروزه این چنین به‌خطر افتاده است.

"گیاهان اقتدار محدودیت دارند و یک ساحر به‌زودی آن را درمی‌یابد. آنها یک محرک اولیه هستند، اما نمی توان بر اساس آنها کار را بنا نهاد، زیرا آنها این قدرت را ندارند که ما را به‌طور کامل به دنیای دیگری که یک جوینده به دنبال آن است ببرند.

"آیا منظورت این است که حرکتی که آنها در پیوندگاه ایجاد می‌کنند به‌قدر کافی بزرگ نیست؟

"کاملاً برعکس است، آنها حرکات عمیق و غیرقابل پیش‌بینی را ایجاد می‌کنند. یک ساحر واقعی می‌تواند آن را عهده‌دار شود و نه یک کارآموز. اگر از آن استفاده شود برای شکستن مرزهای ادراکی، تازه‌کار شروع می‌کند به طبقه‌بندی هر چیزی که مشاهده می‌کند به عنوان توهم..... در چنین حالتی او به درجه‌ای از توافق که نیاز است تا بتواند پیوندگاهش را تثبیت کند نخواهد رسید. گیاهان سریعاً شما را به دنیای دیگر می برند اما به شما اجازه نخواهند داد تا آن را شکار کنید، این محدودیت آنهاست.

"بهترین راه گسترش ادراکمان از راه رویابینی است. به عنوان یک روش رویابینی بسیار ساده‌تر اما کم خطرتر است، بسیارجامع‌تر و بعد از همه اینها بسیار طبیعی است.

"هدف یک کاراموز این است که کنترل پیوندگاهش را به‌دست گیرد. یکبار که توانست آن را جابه‌جا کند، می‌بایست که بدون کمک خارجی آن را انجام دهد، با نیروی انضباط و بی‌عیب‌ونقصی. دراین هنگام می‌گوییم که مبارز یک متحد بدست آورده است.